بی نشان

پرواز ۱
نویسنده : آزاد.م - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥

من شعری نوشته ام

                              که در آن

مرغی به معنای پرواز فکر کرد

و افق را از تیرهای چراغ برق بالاتر برد

نه به صدای جذاب جفت ها اندیشید

نه از صفیر فشنگ صیادان
...

و خشنودِ خشنودِ بود

همچون اسباب بازی کودکان، خرسند

و زخمهای کهنه را فراموش کرده بود

گرچه از التهاب می لرزید

اما به مترسکها
                      
به تابلوها

آموخت که ساکن و تسلیم و ترسناک نباشند

من شعری نوشته ام

که در آن

مرغی از  قفس خویش خسته شد

و به معنای پرواز فکر کرد

و آنقدر مصمم بود ،

که شعر نیمه کارهء مرا کامل کرد


comment نظرات ()