پرواز ۱

من شعری نوشته ام

                              که در آن

مرغی به معنای پرواز فکر کرد

و افق را از تیرهای چراغ برق بالاتر برد

نه به صدای جذاب جفت ها اندیشید

نه از صفیر فشنگ صیادان
...

و خشنودِ خشنودِ بود

همچون اسباب بازی کودکان، خرسند

و زخمهای کهنه را فراموش کرده بود

گرچه از التهاب می لرزید

اما به مترسکها
                      
به تابلوها

آموخت که ساکن و تسلیم و ترسناک نباشند

من شعری نوشته ام

که در آن

مرغی از  قفس خویش خسته شد

و به معنای پرواز فکر کرد

و آنقدر مصمم بود ،

که شعر نیمه کارهء مرا کامل کرد

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايرانی

سلام .... می توانم پرنده ات باشم ... بر فراز تمام بالا ها ... بر فراز تمام هر پرواز ... بر فراز تمام روياها... می توانم ..پرنده ای باشم ... با تو اما نه در قفس رنجور ... با تو با شم همیشه در رویا ... شادباشی همیشه اندر نور... خدانگهدار...

دنيا

سلام منم مدتهاست که به معنای پرواز فکر ميکنم .......... شعرتون خيلی زيباست مثل بقيه ی شعرهايت وبلاگ جالبی شده....موفق باشی

آبان صابری

سلام پايان بندی خوب بهترين قسمت کارت بود . باچند شعر از خودم .علی عربی و ..به روزيم.

سامان بختياري

سلام عزيزم کمی به سطر بندی کار بيشتر بيانديش از توصيف بپرهيز و به ساخت تصوير رو بياور در کل کار خوبی بود راستی به روزم

مهدی بهرنگ راد

سلام دوست بی نشان...کارت رو خوندم...اول بگم اگه نظر می دم برای سازندگی...کارت احساس داشت اما دچار نثر زدگی بود...در کامنت مارقبلی فکر کنم گفتم که تصويرسازی جون شعره ...خودن بگو تصوير بديع کارت کجا بود؟...بيان احساست خوبه اما برای شعر شدن راه داره....يا حق..به روزم ومنتظر نظراتت

رابطه در دوران قاعدگی

سلام با يک لحن خسته يک شعر و مطلبی در رابطه با فمينيسم و پورنوگرافی به روزم در ضمن وقتی به روز می کنيد چرا به ما خبر نمی دهید؟

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! وبلاگ غزل پست مدرن با كلي حرف و حديث به روز شد اما تمام اينها فرياد زير آبي ست كه...

حميد

سلام دوست عزيزم! مطالبت بسيار زيبا و جالب بود. وبلاگ خوبي دارين. خوشحال ميشم به كلبه حقيرانه من هم سر بزني. منتظر حضور سبزت هستم. اگه زحمتي نيست به دوستات وبلاگم را معرقي كن. ممنونم از توجه شما دوست گلم. شاد و تندرست باشي دوست خوبم. اگــــــــــــــــــــر در جـــــــــــهان جا خـــــوش كني ، روياوار از پيشت مي گريزد و اگر به ســـــــــــــفر روي، منزلگاهت در دست ســــــــــرنوشـــــــــــــــت است. تا به گـــــــــــــــــــــــــــرما دل خوش كني، سرمـــــــــــــــــــــــــــــــــايت مي برد و گلـــــــــــــــــــــــــي كه براي تو شكفت، اني نمي پايد كه مي پــــــــــــــژمــــرد