تنها (1)

من از آغاز تنها بودم همچون ذره ای در اعماق سیاه کهکشانها، دور از همه دور،

از درخشش سوزناک ستاره ها دور، از چرخش سرد و بی تفاوت سیاره ها و قمرها

دور و از جاذبه سیاهچاله ها و زیبایی سحابی ها....دور

و تمام اینها برای من جز تصویری ریز و خیالی نبوده است و من با ذره هایی زیستم

که آنقدر ذره بودند که هرگز آنها را درنیافتم و آنها نیز مرا...

من از آغاز ذره ای بودم و بر ذره ای زندگی  کردم و تا ابد ذره ای  دراعماق سیاه،

 دورازکهکشان ها... ، تنها... ،خواهم ماند.

 

/ 0 نظر / 14 بازدید