هزارهء عشق

دوباره مثل بچه ها سوار کوچه ها شدی

عروسک قشنگ من ! تو هم شبیه ما شدی

 

هزار سال مانده ام کنار باغ سیب تو

ازآن زمان که بی سبب زدست من جدا شدی

 

کجای این کتابها نوشته عشق مرده است ؟

کجای این کتابها نوشته بی وفا شدی؟

 

هزار سال در میان ظهور کن برای آن...

همیشه منتظر، که تو، برای او خدا شدی

 

گذشته از تمام این، بگو چرا نیامدی ؟

سر قرا ر آخری که با من آشنا شدی

 

و من دوباره می روم کنار تخت خواب تو

توهم میان خواب من به حال خود رها شدی

 

عروسک قشنگ من! دوباره بچگی نکن

اگر چه مثل بچه ها سوار کوچه ها شدی

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خدنگ

سلام .. زيباترين حرفم ترسی نهفته در پست جديد بايد باشد .. اما ..

تینا

هفت شهر عشق شهر اول نگاه و دلربايي شهر دوم ديدار و آشنايي شهر سوم روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم بي وفايي شهر ششم دوري و بي اعتنايي شهر هفتم اشک،آه،تنهايي سلام مرسی که امدی موفق باشی

علی حسن زاده

سلام ......دوست گرامی .....وقت بخير کجای اين کتابها نوشته عشق مرده است ؟ شعر بايد گفت زبان خوبی داشت ولی مشکلی که به چشم می خورد اين بود که تمام بيت ها در يک سطح بودند شعر از نقطه ياوج و فرود برخوردار نبود و اين زبان پرسشی روايت گونه خوب جا نيفتاده بود به منم سر بزنید خوشحال می شم ....................................يا حق

لیدا

سلام دوست عزیز ممنون از دعوتت دفعه اول بود که می اومدم موفق باشید

مهدی بهرنگ راد

سلام دوست بی نشان من.....به روزم و منتظر ...لينکتان اضافه شد.... سبز باشی

رضا

سلام.بابا اينقدر عشقتونو انتزاعی نکنيد.دست از سر سيب و عروسکم برداريد.جسارت مارو هم ببخشيد.

شبنم کشفى

سلام دوست گرامی... ممنون که مرا به خواندن عاشقانه هايت دعوت کردی... زيبا بود عاشقانه هايت سبز باد... برقرار باشی