سَر ِ بازی

 

 

 

دلش تنگ شد

 

 

و روی دیوار پادگان نوشت

 

سربازی سَر ِ بازی ...

 

                              باز داشت شد

 

چند ماه می گذشت

 از سلطنت سیمهای خاردار

 

و سیاست یک بام و دوهوا:

 

ازدواج به شرط سربازی

 

وام به شرط سرسره بازی

 

و اجاره به شرط تملیک

 

 

دلش تنگ شد

 

و روی دیوار پادگان نوشت

 

سربازی سَر ِ بازی  ِ سرسره باز...

 

... چه غلطی می کنی!!!؟

 

هیچکس هفت سنگ نمیدانست

 تمام بچه های پادگان عاشق بودند

 

دلشان می خواست جنگ شود

 

لااقل به جای بوسه به گلوله فکر کنند

 

به جای پوشک به موشک

 

و در آخر یک پلاک شکسته

 

و چند تکه استخوان

 

که با آن تاس بسازند

 

تا بچه های نسل بعد منچ بازی کنند

 

 

دلش تنگ شد

 

و روی دیوار پادگان نوشت

 

سربازی سَر ِ بازی ِ سرسره بازی سُر خورد

 

و افتاد توی حوض نقاشی

 

و سرش را که بیرون آورد

 

دنیا را آب برده بود

 

بچه ها منچ دوست نداشتند

 

منچ هم بچه ها را دوست نداشت

 

و ازدواج آدابی دارد:

 

که تو باید بروی زیر گل

 

زیر همان حوض نقاشی

 

همان گلوله و موشک

 

یا بروی سرسره بازی، هفت سنگ

...

یا بروی با استخوانهای شکسته ات منچ بازی کنی

 

 

دلش تنگ شد

 و به خط سرخ

 

روی دیوار پادگان نوشت:

 

((سربازی سَر ِ بازی ِ سرسره بازی سر ِ سربازی را برید))

 

------------------------------------------------------------------------------------

 

این روزها باب گلایه نامه ها و تشکر نامه ها باز شده اما چون کمتر کسی گلایه های نیمچه شاعری مثل ما را وقعی می نهد به چند خط کوتاه بسنده می کنیم:

 

Î. من هرگز ادعایی مبنی بر کامل بودن کارهایم نداشته ام ، اما کارهایی که تا به حال د راین وبلاگ درج شده است بیشتربه آن کارهایی مربوط می شده که دارای جنبهء احساسی بالا بوده و کمتر از لحاظ فنی قوی بوده اند.

 

Î Î. از دوستانی که از شعرهایم لذت برده اند و کامنتهای محبت آمیز گذاشته اند ممنونم اما از این به بعد دوست دارم به قول شاملو شعرم شیپور باشد تا لالایی ، چون کم کم خودم هم دارد خوابم می گیرد.

 

 

Î Î Î. از مهدی بهرنگ راد  عزیز هم تشکر می کنم که جهت پاسخ به نظرات من وقت گرانبهای خود را برای نوشتن کامنتهایی آنقدر طولانی صرف کرد... و البته من ترجیج می دهم منتقدانی اینقدر فعال داشته باشم تا تحسین کنندگانی که مطمئنم بعضی از آنها یک خط از وبلاگ مرا هم نمی خوانند.

 

 

 

 

 

 

/ 26 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح الله

یکی از بزرگترین دغدغه های فکری جوانان را سربازی تشکیل می دهد. در وبلاگ زیر با استناد به بیست و پنج دلیل بهترین راهکار حل مشکل سربازی ابتدا کاهش مدت آن به نصف و سپس حذف آن دانسته شده است. هدف وبلاگ عمومی شدن تقاضای کاهش و حذف سربازی است حتما به این وبلاگها مراجعه کنید و نظرتان را بگوييد http://www.nezam-vazifeh.persianblog.ir/ http://www.halolmasael.blogfa.com/

روح الله

سلام از اين که به وبلاگم سر زدی و لينک اون را گذاشتی بسیار ممنونم. من هم شما را لينک کردم.

شهرام مدبری

دوست عزيز.قسمت های زيبايی داشت که به خوبی هم استفاده کرده بوديد.روند رخ دادها و تکرار ( دلش تنگ شد .... سر سره بازی )بسيارمناسب بود . اما در بسياری قسمت ها جملات به شعار و کليشه نزديک شده بودند و درد دلهای معمول جوانان جامعه بدون استفاده از کارکردهای شعری.مثل يک شعر ترجمه که از بسياری قابليت ها تهی می شه بيان شده بودند.به هر حال موفق باشی دوست من.نگاه قابل تحسينی داشتی و شروع و پایانی خوب. انجمن شعر و داستان کازرون با شعری از معصومه نوروزی به روزه و منتظر نظر ارزشمندت هستم. شاد باشی و سربلند.

مهدي بهرنگ راد

سلام بی نشان ...آشنايی حتما و.....تنبل!...به روز کن ديگه........من به روزم و منتظر

فاطمه اختصاري

سلام . سلام . سلام. خسته نباشي عزيز! . . . بالاخره وبلاگ فاطمه اختصاري افتتاح شد. (رقص روي سيم هاي خاردار) با يك غزل پست مدرن در ‹‹يك اتفاق معمولي›› ، بدجوري منتظرت هستم! . لطفاً من رو هم لينك كنين!!!

دنيا

به روز کن ديگه.....منتظرم

محمد حسن

سلام چه دل پری !!! از شعر فهميدم بعد هم که گلايه اولين باره که ميام اينجا نقد باشه برای دفعه ی بعد گلايه نکني