با معذرت سه تا رباعی

 

*****

 

آمد که دمی کنار تو بنشیند

 

آهسته به لاله زار تو بنشیند

 

هی رفتی و کوچه را از این پر کردی:

 

من آمده در بهار تو بنشیند

 

 

******

 

 

 

 

 

 

دیشب منو یار تا خدا  رقصیدیم

 

تا صبح سحر که با خدا رقصیدیم...

 

هر چند خدا صدای ما را نشنید

 

سرمست و خوش از خدا خدا رقصیدیم

 

 

*****

 

ای یار مرا دوباره بارانی کن

 

 بر تخت دلم نشین و سلطانی کن

 

آنگاه که خسته می رسی از کرمان

 

ما را به یکی دو بوسه مهمانی کن

 

*****

 

              

         

 

/ 7 نظر / 14 بازدید
negin

سلام شعر جالبی بود وبلاگ زيبایی داری.شاد باشی.

فرزاد

وبلاگ قشنگت رو ديدم. خيلی لذت بردم. هيچ ميدونی يه عکس به اندازه ده صفحه متن ميتونه به مخاطبش مطلب برسونه و چقدر گذاشتن عکس توی پرشين بلاگ سخته و ما اين مشکل رو برای شما حلش کرديم اگه ميخوای توی وبلاگت عکس بذاری کافيه رو آدرس URL کليک کنی.

elham

سلام افربن خيلی خ.ب بود شاعر خوبی ميشی اگه کار کنی...دل تاري است كه هر وقت بشكند بهتر مينوازد... موفق باشبد

mehdi

سلام شوخی شوخی شاعر شدی علی جون خیلی ذیبا هستند ......!!!!!!!!!!!!!

zayandehrood

سلام . ممنون که سر زدين . از ديدنتون خوشحالم